من و اسلام (فصل نو)

قرآن، دعا، حدیث

  • صفحه‌اصلی
  • قرآن
  • حدیث
  • دعا
  • اخلاق

جلسه 8 - يهوديت 1

سلام

تغييرات:
در اين جلسه، تغييراتي داده شده است. (پنجشنبه 26 خرداد)

اين جلسه، اختصاص دارد به آيين يهود. توجه شما را به قسمتهاي "عهد عتيق"، "عقايد و احكام مذهبي" و "ارجاع به كتاب مقدس"، جلب مي‌كنم.

يهوديت (1)

فهرست:

1- عبرانيان
2- حضرت ابراهيم (ع)
3-اسماعيل (ع) و اسحاق (ع)
4- اسرائيل
5- دين مردم صحرانشين
6- تحول افكار در اقوام بني‌اسرائيل
7- حضرت موسي (ع)
8- تأسيس يهوديت
9- الواح و ده فرمان
10- گوساله پرستي
11- تورات يا تاريخ يهود
12- عهد عتيق
ارجاع به كتاب مقدس
1-12- بخش تاريخي عهد عتيق
2-12- حكمت مناجات و شعر
3-12- پيشگوييهاي انبياء
4-12- اپوكريفاي عهد عتيق

 عبرانيان

يهوديان مانند اعراب و آشوريان، از نژاد سامي هستند. زبان، ادبيات، فرهنگ، آداب، رسوم و اعتقادات اين اقوام چنان به يكديگر نزديك است كه دانشمندان معتقد شده‌اند اصل آنها به يك جا مي‌رسد و براي بررسي و تحقيق در زمينه فرهنگ هر يك از اين اقوام، بايد نظري هم به فرهنگ ساير اقوام سامي انداخت. مثلا اگر به بررسي ادبيات عرب مشغول باشيم، با مطالعه و تحقيق در زبانهاي عبري، سرياني و حبشي، در كار خود موفقيت بيشتري كسب خواهيم كرد.

از سابقه تاريخي قوم عبراني، اطلاع دقيقي در دست نيست. برخي دانشمندان معتقدند كه نام "عبراني" را كنعانيان، پس از ورود حضرت ابراهيم (ع) به سرزمين كنعان به او داده‌اند و وي را عبراني خوانده‌اند كه بعدها جزو القاب او شد و لقب مذكور، در خاندان وي باقي ماند؛ زيرا عبراني از ماده « ع ب ر » به معناي گذر كردن از نهر بر مي آيد؛ به اعتبار اين كه حضرت ابراهيم (ع) از رود فرات عبور كرد و وارد كنعان شد.

برخي نيز معتقدند كه عبراني منسوب به عابر نياي حضرت ابراهيم (ع) است. همچنين كساني باتوجه به نام "آرز" پدر (يا عموي) آن حضرت، گفته اند اصل خاندان وي آريايي است. اما دانشمندان اين نظريه را تأييد نمي كنند. زيرا از معناي لغوي واژه آزر در قرآن كريم و متون اسلامي اطلاع درستي نداريم. نام پدر حضرت ابراهيم (ع) در تورات "تارح" است.

2- حضرت ابراهيم (ع)

عظمت ابراهيم خليل (ع) به حدي است كه وي همواره موجب نزاع يهوديت، مسيحيت و اسلام بوده است و هر يك، آن حضرت را از خود مي دانند. از اين رو، خداي متعال فرموده است : « مَا كَانَ إبراهيمُ يَهُودِيا و لَا نَصْرَانِيا وَلكِن كانَ حَنيفا مُسْلِما و مَا كانَ مِنَ المُشْرِكينَ » (آل عمران:67). وي حتي ميان مشركان، مكاني بلند داشت و آثار وي، در مكه مكرمه، مورد زيارت و تقديس آنان قرار مي‌گرفت.

نسبت حضرت ابراهيم (ع) تا حضرت آدم (ع) در تورات آمده است. نسب نامه‌هاي تورات، به كتب اسلامي نيز راه يافته و بدون دقت در اصل و منشاء آن، پذيرفته شده است.

به عقيده اهل كتاب (در نتيجه جمعبندي حوادث كتاب مقدس) حضرت ابراهيم (ع)، حدود 2000 سال قبل از ميلاد، يعني حدود 4000 سال پيش در شهر "اور" به دنيا آمد و به گفته تورات در آغاز "ابرام" (يعني در بلند مرتبه) ناميده مي شد. خداي متعال نام وي را در سن نود و نه سالگي به "ابراهيم" (يعني پدر اقوام) تبديل كرد. شهر اور نزديك يك قرن پيش در عراق، در ساحل فرات، از زير خاك بيرون آمد و آثار باستاني بسياري در آنجا يافت شد.

به گفته تورات، پدر حضرت ابراهيم (ع) كه تارح ناميده مي‌شد، پسر خود حضرت ابراهيم (ع) و همسر وي، ساره و نوه خويش، حضرت لوط (ع) را برداشت و به سرزمين كنعان، در غرب فلسطين، عزيمت كرد. آنان در بين راه از ادامه سفر منصرف شدند و در شهر حران، سكونت گزيدند. اين شهر در جنوب تركيه فعلي و در مرز سوريه قرار داد.

پدر حضرت ابراهيم (ع) در تورات، تارح خوانده مي‌شود؛ ولي قرآن مجيد وي را آرز بت پرست معرفي كرده است. (انعام : 74) پدر حضرت ابراهيم (ع) در سلسله اجداد حضرت رسول اكرم (ص) قرار مي‌گيرد. علماي شيعه، معتقدند همه پدران آن حضرت تا حضرت آدم (ع) يكتا پرست بوده‌اند، و به همين دليل گفته اند آرز، عموي آن حضرت بوده و استعمال «اب» به جاي « عم» در زبان عربي صحيح است؛ از آن جمله در قرآن كريم (بقره :133) چنين چيزي ديده مي‌شود.

تورات مي‌گويد حضرت ابراهيم (ع) در 75 سالگي به امر خدا از شهر حران، عازم كنعان شد. وي همسر خود ساره و برادر زاده اش حضرت لوط و چند نفر از مردم حران را برداشت و همگي به كنعان رفتندو در آنجا روي كوهي در شرق بيت ايل خيمه زدند. حضرت ابراهيم (ع)  پس از چندي در حبرون (الخليل) ساكن شد و تا آخر عمر در آنجا بود و اكنون مقبره خانوادگي وي در آن مكان است. حضرت لوط (ع) به شهر سدوم و شهرهاي مجاور آن رفت. مردم آن شهر، به سبب نافرماني و بي‌اعتنايي به پيام وي به امر خدا نابود شدند. اين حادثه در قرآن مجيد نيز آمده است.

دو موضوع بسيار مهم در تاريخ حضرت ابراهيم (ع) وجود دارد كه در تورات كنوني، اشاره‌اي به آنها نشده است‌:

1- جريان بت شكني و به آتش افكندن وي
2- داستان بناي كعبه

قرآن مجيد (در سوره‌هاي انبياء و صافّات) داستان بت شكني و به آتش افكندن او را آورده است. همچنين قرآن كريم از بناي كعبه به دست آن حضرت و به كمك حضرت اسماعيل (ع) سخن مي‌گويد (بقره: 127). از آنجا كه اين فرزند در پيري به او عطا شد (ابراهيم : 39)، بناي كعبه بايد در اواخر عمر شريف وي صورت گرفته باشد.

تورات، داستان ذبح فرزند را مي‌آورد و مي‌گويد حضرت ابراهيم (ع) مأموريت يافت حضرت اسحاق (ع) را قرباني كند؛ ولي اين مسئله را با وي در ميان نگذاشت و به او گفت: « مي خواهم گوسفندي قرباني كنم و آن گوسفند را خداوند برايم خواهد فرستاد ».

اما در قرآن مجيد چنين آمده است: « فَلَما بَلَغَ مَعَهُ السَعْيَ قالَ يَا بُنَي انِ أرَي في المَنانِ أنَي أذْبَحُكَ فَانْظُر مَاذا تَرَي قالَ يَا أبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إنْ شَاءَ اللهُ مَنَ الصَابِرِينَ » (صافات: ‌102) همان طور كه مي‌دانيم فرزند از مرگ نجات يافت و خداوند قوچي را فديه او قرار داد.

3- اسماعيل و اسحاق (ع)

درباره حضرت ابراهيم (ع) در تورات مي‌خوانيم:

بعد از اين وقايع، كلام خداوند در رؤيا به ابرام رسيده، گفت: « اي ابرام! مترس من سپر تو هستم و اجر بسيار عظيم تو » (2) ابرام گفت: « اي خداوند يَهْوَهْ! مرا چه خواهي داد و من بي اولاد مي‌روم و اختيار خانه‌ام در دست اين العاذار دمشقي است. (3) و ابرام گفت : « اينك مرا نسلي ندادي و خانه زادم وارث من است. » (4) در ساعت، كلام خداوند به وي در رسيده گفت « اين وارث تو نخواهد بود؛ بلكه كسي كه از صلب تو در آيد وارث تو خواهد بود. » (5) و او را بيرون آورده گفت : « اكنون به سوي آسمان بنگر و ستارگان را بشمار. هرگاه آنها را تواني شمرد » پس به وي گفت : « ذريت تو چنين خواهد بود. … (18) در ان روز خداوند به ابرام عهد بست و گفت: « اين زمين را از نهر مصر تا به نهر عظيم، يعني نهر فرات به نسل تو بخشيده‌ام.» (پيدايش باب 15: 1-18)

سپس تورات، عهد ياد شده را به حضرت اسحاق (ع) نياي بني‌اسرائيل اختصاص مي‌دهد و در همان سفر پيدايش مي گويد:

(18) و ابرام به خدا گفت: « كاش كه اسماعيل در حضور تو زيست كند » (19) خدا گفت: به تحقيق، زوجه‌ات ساره براي تو پسري خواهد زاييد و او را اسحاق نام بنه و عهد خود را با وي استوار خواهم داشت تا با ذريت او بعد از او عهد ابدي باشد. (20) و اما در خصوص اسماعيل، تو را اجابت فرمودم. اينك او را بركت داده، بارور گردانم و او را بسيار كثير گردانم. دوازده رئيس از وي پديد آيند و امتي عظيم از وي بوجود آوردم (21) ليكن عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت كه ساره او را بدين وقت در سال آينده براي تو خواهد زاييد » (پيدايش باب 17: 18-21)

به گفته تورات، خداوند بارها به حضرت ابراهيم (ع) وعده نسل فراوان داده بود. كنيز آن حضرت به نام هاجر، پسري را به دنيا آورد كه اسماعيل (يعني خدا مي‌شوند) ناميده شد. پس از چهارده سال فرزندي به دنيا آورد كه او را اسحاق (يعني مي‌خندد) ناميدند.

كتاب تورات در اين قسمت، به كوتاهي سخن مي‌گويد و فقط اشاره مي‌كند كه حضرت اسماعيل (ع) در "فاران" ساكن شد و مادرش براي او زني از مصر گرفت. ساير مسائل مربوط به وي در تورات به فراموشي سپرده شده است. حتي يك جمله درباره بناي كعبه در اين كتاب ديده نمي‌شود. پيدا شدن آب براي اسماعيل (ع) نيز كه طبق احاديث اسلامي در مكه بوده و اكنون هم به نام "زمزم" باقي است، به گفته تورات در مكاني به نام "بــِئر شبع" بوده است!

ازنظر تورات، حضرت اسحاق (ع) جانشين حضرت ابراهيم خليل (ع) گرديد و دو فرزند، توأم براي او به دنيا آمد. آنكه نخست ديده به جهان گشود، "عيسو" ناميده شد. اين كلمه در لغت به معناي "پُر مُو" است. به گفته تورات، اين كودك در هنگام تولد، موهاي بسياري بر تن داشت. فرزند ديگر، يعقوب (يعني تعقيب كننده) خوانده شد. زيرا هنگام تولد كودك قبلي را تعقيب كرد و پس از او به دنيا آمد.

4- اسرائيل

حضرت يعقوب (ع) دوزاده پسر داشت و به "اسرائيل" ملقب بود. اهل كتاب اين اسم مركب را چنين معنا مي كنند: كسي كه بر خدا مظفر شد؛ ولي اصل معناي آن در عبري چنين است‌: كسي كه بر قهرمان پيروز شد. به گفته تورات، كشتي گرفتن حضرت يعقوب (ع) با خدا كه به پيروزي او بر خدا انجاميد، علت ملقب شدن وي به اسرائيل است (پيدايش باب 32: 24 – 32). اهل كتاب از زمانهاي قديم گفته‌اند كه مقصود از خدا در اين داستان يكي از فرشتگان خداست. (رك: هوشع باب 12: 3-4)

پس از چندي، حادثه مفقود شدن حضرت يوسف (ع) پيش آمد و سرانجام اين موضوع موجب شد بني‌اسرائيل در مصر اقامت كنند. مطالب سفر پيدايش تورات به اينجا خاتمه مي‌يابد.

در آغاز سفر خروج تورات، مي‌خوانيم كه دوازده پسر حضرت يعقوب (ع) در مصر زندگاني خوبي داشتند و نسل ايشان در آن سرزمين منتشر شد. مدت توقف آنان در مصر چهارصد و سي سال بود (خروج باب 12: 40). دوزاده قبيله بني‌اسرائيل كه در اصطلاح "سبط" ناميده مي‌شوند در علوم و فنون پيشرفت كردند و همين امر، موجب حسادت مصريان شد.

علاوه بر اين، مصريان مي‌ترسيدند بني‌اسرائيل با نيروي خود، زمام امور را به دست گيرند، از اين رو به استضعاف آنان اقدام كردند و كارهايي دشوار و جانكاه به عهده ايشان گذاشتند. همچنين مقرر شد كه قابله‌هاي مصري، نوزادان پسر بني‌اسرائيل را براي كشتن معرفي كنند و فقط داشتن دختر براي آنان مجاز باشد.

5- دين مردم صحرانشين

عبرانيان در آغاز، قومي صحرانشين بودند و نخستين اقامت آنان در شهرها، در زمان حضرت يوسف (ع) بود. صحرانشيني در اعتقادات و مراسم ديني آن قوم، تأثير فراواني داشت. هنگامي كه حضرت موسي (ع) آنان را از دست فرعون نجات داد، مجبور شدند مدت چهل سال در صحراي سينا بمانند؛ ولي پس از آن، پيوسته در شهرها به سر مي‌بردند و تمدني را پايه گذاري كردند كه ميراث گرانبهاي قوم يهود شد. مسيحيت نيز زاييده همين تمدن است.

6- تحول افكار در اقوام بني‌اسرائيل

تحول افكار ملتها، امري عادي و طبيعي است و عبرانيان، در خلال كوچ و جابجايي، تحت تأثير انديشه‌هاي ملل گوناگون قرار مي‌گرفتند. در سوره اعراف، آيه 138 آمده است كه بني‌اسرائيل هنگام خروج از دريا و نجات از دست فرعون، به گروهي بت‌پرست برخوردند.

آنان از حضرت موسي (ع) تقاضا كردند براي ايشان نيز بتي قرار دهد و اين خواسته به شدت رد شد. همچنين هنگامي كه در مصر مستقر بودند، باورهاي مصريان درآنان، تأثير گذاشته بود؛ به گونه‌اي كه پس از ترك آن سرزمين، به تقليد مصريان كه گاو را مقدس مي‌دانستند، آنان نيز گوساله‌اي ساختند و به عبادت آن مشغول شدند.

7- حضرت موسي (ع)

در باب دوم سفر خروج تورات، مي‌خوانيم كه يك تن از بني‌اسرائيل، با يكي از دختران قبيله خود، ازدواج كرد و داراي پسري شد. مادر نوزاد به منظور نجات وي از چنگال مأموران فرعون، او را مدت سه ماه پنهان كرد. از آنجا كه مخفي نگه داشتن كودك براي هميشه ممكن نبود، مادرش صندوقي تهيه كرد و منافذ آن را با قير اندود، و كودك را در آن نهاد و در ميان نيزارهاي رود نيل، رها كرد. خواهر وي در آن حوالي ايستاد تا ببيند چه بر سر او خواهد آمد.

اندكي پس از آن، دختر فرعون كه براي شستشو، به سوي نيل آمده بود، صندوق را مشاهده كرد و يك تن از كنيزان خود را به دنبال صندوق فرستاد. هنگامي كه صندوق را براي وي آوردند، آن را گشود و ديد، كودكي در آن گريه مي كند. دل او بر آن كودك سوخت و گفت معلوم مي‌شود اين كودك از بني‌اسرائيل است.

در آن حال خواهر كودك، جلو آمد و پيشنهاد كرد زني را براي شير دادن وي بياورد. دختر فرعون پذيرفت و خواهر كودك، مادر خود را نزد آنان آورد. دختر فرعون به او گفت اين كودك را با خود ببر و شير بده، من نيز مزد تو را خواهم داد.  پس از چند سال وقتي كودك بزرگ شد مادرش او را نزد دختر فرعون برد. دختر فرعون او را به پسري پذيرفت و نام موسي ("موشه" در عبري يعني: از آب كشيده شده) را به او نهاد.

اين داستان با آنچه خداوند متعال در سوره قصص فرموده است، بسيار نزديك است. بر اساس برخي محاسبات تاريخي، اين حادثه در حدود 1250 ق.م. رخ داده است.

به هر حال، حضرت موسي (ع) امور قوم خود را سامان داد و آنان را براي مبارزه با كافران آماده كرد و احكام خدا را به آنان تعليم داد. وي قوم بني‌اسرائيل را بركت داد و در صد و بيست سالگي در مكاني به نام "مو آب"، حوالي درياي ميت، درگذشت و بني‌اسرائيل براي او سي روز عزاداري كردند. اين جريان در آخر سفر تثنيه يافت مي‌شود و تورات، بدان پايان مي‌يابد:

(5) پسر موسي، بنده خداوند در آنجا به زمين موآب بر حسب قول خداوند مرد (6) و او را در زمين موآب در مقابل بيت فعور در دره دفن كرد و احدي قبر او را تا امروز ندانسته است. (7) و موسي چون وفات يافت، صد و بيست سال داشت و نه چشمش تار و نه قوتش كم شده بود (8) و بني‌اسرائيل براي موسي در عربات موآب سي روز ماتم گرفتند. پس روزهاي ماتم و نوحه گري براي موسي سپري گشت (9) و يوشع بن نون از روح حكمت مملو بود؛ چون كه موسي دستهاي خود را بر او نهاده بود و بني‌اسرائيل او را اطاعت نمودند و برحسب آنچه خداوند به موسي امر فرموده بود، عمل كردند. (10) و نبيي مثل موسي تا بحال در اسرائيل، برنخاسته است كه خداوند او را روبرو شناخته باشد. (11) در جميع آيات و معجزاتي كه خداوند او را فرستاد تا آنها را در زمين مصر به فرعون و جميع بندگانش و تمامي زمينش بنمايد (12) و در تمامي دست قوي و جميع آن هيبت عظيم كه موسي در نظر همه اسرائيل نمود (تثنيه باب 34: 5-12).

8- تأسيس يهوديت

در باب سوم سفر خروج، مي‌خوانيم كه حضرت موسي (ع) در بيابان "حوري" در دامنه كوه، صداي خداي متعال را از ميان آتشي از بوته خار شنيد كه با او سخن مي‌گويد.

در قرآن مجيد، نخستين سخن خداوند از درختي در بيابان طوي چنين آمده است:

فَلَما أتَاهَا نُودِي يَا مُوسَي أنَي اَنَا رَبْكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَكَ بِالْوَادِ المُقَدَسِ طُويَ. و اَنَا اخْتَرتُكَ فَاسْتَمِع لِما يُوحَي. إنَني أنَا اللهُ لا إلهَ اِلا أنا فَاعْبُدْنِي وَ أقِم الصَلَوهَ لِذِكري. إنَ السَاعَهَ آتَيه أكادُ أخْفِيهَا لِتُجْزي كُلُ نَفس بِما تَسْعَي. فَلاَ يَصُدَنَكَ عَنْها مَن لا يُؤمِنُ بِهَا وَ اتَبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَي (طه 11-16)

تورات مي‌گويد خداوند به حضرت موسي (ع) وعده داد بني‌اسرائيل را از دست مصريان نجات دهد و سرزمين كنعان و حدود آن را كه اماكن پر بركتي بودند، به ايشان عطا كند. از اين رو حضرت موسي (ع) رسالت يافت نزد فرعون برود و از او بخواهد كه بني‌اسرائيل را رها كند وي با معجزاتي عازم مصر شد و مقرر گرديد حضرت هارون (ع) به وي كمك كند.

به گفته تورات، خداي متعال به حضرت موسي (ع) قدرت داد تا به اعجاز، عصاي خود و برادرش را به اژدها تبديل كند و نيز از دست خود، نور سفيدي ساطع نمايد. فرعون، جمعي از جادوگران را گرد‎ آورد تا با حضرت موسي (ع) مسابقه بدهند. اژدهاي مزبور، تمامي آلات و ادوات آنان را بلعيد و آنان دانستند كه كار آن حضرت، جادو نيست.

به فرموده قرآن مجيد، آنان بدون ترسي از فرعون، به حضرت موسي (ع) ايمان آوردند. پس از اين معجزات، چند عذاب بر مصريان فرود آمد و هر بار فرعون، قول مي‌داد بني‌اسرائيل را مرخص كند،؛ اما به قول خود عمل نمي‌كرد. تورات ده نوع عذاب را بر مي‌شمارد:

تبديل شدن آبهاي مصريان به خون
زياد شدن قورباغه ميان آنان
زياد شدن پشه
زياد شدن مگس
مرگ حيوانات مصريان بر اثر وبا
مبتلا شدن مصريان و چارپايان آنان به دمل
فرود آمدن  تگرگ بر آنان و تلف شدن مقدار زيادي از حيوانات و مزارع
زياد شدن ملخ
تاريك شدن مساكن مصريان تا سه روز
هلاك شدن نخست زادگان انسان و حيوان همه مصريان، حتي نخست زاده خود فرعون

قرآن مجيد، نشانه‌هاي حضرت موسي (ع) را نُه عدد مي داند (اِسراء:‌‌‌ 101) و ظاهرا مقصود، تنها نشانه‌هايي است كه براي فرعون آورده بوده وگرنه به صريح قرآن كريم و تورات، معجزات آن حضرت بيش از اين عدد بوده است. برخي از اين عذابها در قرآن مجيد به گونه‌اي مذكور است (اعراف 130 و 133)

به گفته تورات، فرعون سرانجام تسليم شد و حضرت موسي (ع) و هارون (ع) را شبانه طلبيد و به آنان گفت با بني‌اسرائيل به هر جا كه مي‌خواهيد برويد. پس آنان به سوي درياي سرخ در شرق مصر كوچ كردند و آنجا اردو زدند. پس از چندي فرعون پشيمان شد و با لشكر خود به تعقيب آنان شتافت. قوم موسي از دور، آمدن فرعونيان را مشاهده كرد. در آن هنگام حضرت موسي (ع) دست خود را به طرف دريا دراز كرد و دريا شكافته شد و خشك گرديد و بني‌اسرائيل به آساني از آن عبور كردند. آنگاه لشكريان فرعون وارد شدند و حضرت موسي به امر خداوند با اشاره دست، آنان را غرق كرد. تورات، درباره غرق شدن فرعون چيزي نگفته است.

از قرآن مجيد و احاديث اسلامي بر مي‌آيد كه بني‌اسرائيل به امر خدا از مصر خارج شدند؛ نه به اذن فرعون (شعراء : 52). همچنين به صريح قرآ‎ن كريم، حضرت موسي (ع) به فرمان الهي عصاي خود را به دريا زده، نه اينكه دستش را به سوي دريا دراز كند.

بني‌اسرائيل در حوالي "شبه جزيره سينا" توقف كردند و در آنجا براي آنان از آسمان چيزي مانند شبنم و نيز مرغ بلدرچين كه به عربي "سلوي" ناميده مي‌شود، فرود مي‌آمد و آنان آنها را مي‌خوردند. اين جريان تا چهل سال يعني در تمام مدت سرگرداني بني‌اسرائيل در بيابان ادامه داشت. تورات مي‌گويد آن غذاي شبنم گونه "من" ناميده شد. زيرا بني‌اسرائيل با ديدن آن به زبان عبري پرسيدند : « مان هوء » يعني آن چيست؟

9- الواح و ده فرمان

هنگامي كه سه ماه از خروج بني‌اسرائيل از مصر گذشته بود، حضرت موسي (ع) مأموريت يافت براي گفتگو با خداوند به بالاي طور سينا (كوه سينا) برود. وي در آنجا دو لوح دربافت كرد كه فرمانهاي خداوند بر آنها نقش بسته بود. قرآن كريم از « الواح » به صيغه جمع نام مي‌برد (اعراف: 145). از جمله آن فرمانها، ده حكم بسيار مهم است كه به ده فرمان معروف شده است:

براي خود، خدايي جز من نگيريد
به بت سجده نكنيد
نام خدا را به باطل نبريد
شنبه را گرامي بداريد
پدر و مادر را احترام كنيد
كسي را به قتل نرسانيد
زنا نكنيد
دزدي نكنيد
بر همسايه، شهادت دروغ ندهيد
به اموال و ناموس همسايه، طمع نورزيد

پس از آن، تفصيلاتي درباره اين احكام در باب 21 به بعد سفر خروج آمده است.

10- گوساله پرستي

تورات مي‌گويد وقتي بني‌اسرائيل مشاهده كردند حضرت موسي (ع) در مراجعت از طور سينا تأخير كرد، نزد حضرت هارون (ع) رفتند و از او درخواست كردند تا براي آنان خداياني بسازد و آن حضرت از طلاهاي آنان، گوساله ساخت و آنان را به پرستش آن تشويق كرد. خداوند موضوع را به حضرت موسي (ع) اطلاع داد و خواست آنان را هلاك كند؛ اما بر اثر شفاعت وي از آن صرفنظر كرد. حضرت موسي (ع) آن دو لوح را برداشت و به سوي بني‌اسرائيل آمد.

هنگامي كه وي كار زشت آنان را مشاهده كرد، لوحها را بر زمين زد و به مؤاخذه برادرش پرداخت و گوساله را سوزانده و خرد كرد و آن را در آب ريخت و به بني‌اسرائيل نوشاند. سپس امر كرد شمشيرهاي خود را بردارند و به مدت نصف روز يكديگر را بكشند.

قرآن مجيد، داستان مذكور را تقريبا به همين وضع در موارد مختلف نقل كرده است، جز اينكه ساحت مقدس حضرت هارون (ع) را از چنين كار نارواي، پاك دانسته است. (طه : 90)

سازنده گوساله در قرآن كريم فردي به نام "سامري" است. اهل كتاب به كلمه « سامري » در قرآن كريم اعتراض كرده و گفته‌اند چنين كسي وجود نداشته است؛ زيرا سامري به شهر سامره در فلسطين منسوب است و آن شهر را پادشاهي به نام عمري كه سالها پس از حضرت موسي مي زيسته، ساخته است. (كتاب اول پادشاهان باب 16: 24)

مرحوم علامه بلاغي، پاسخ داده است كه در بني‌اسرائيل، فردي بنام "شمرون بن يساكار بن يعقوب" وجود داشته كه خاندان وي، "شمروني" ناميده مي شود. (پيدايش باب 46: 13 و اعداد باب 26: 24) "شمروني" در تلفظ عربي، "سامري" شده است.

تورات، مي‌گويد خداوند به حضرت موسي (ع) دستور داد وي دو لوح سنگي مانند لوحهاي خرد شده بتراشد تا خداوند، وصاياي مذكور را بر آنها بنويسد. قرآن كريم نيز به اين مطلب اشاره كرده است. (اعراف: 154)

ادامه دارد ...

به اميد ديدار
خدانگهدار

راهنما
راهنما یکشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۴ ، ساعت ۹:۱۰ ق.ظ

كساني كه سخن را مي‌شنوند و از بهترين آن پيروي مي‌كنند، كساني هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنها خردمندانند (زمر/۱۸)

ایتا
قالب طراحی شده توسط وبلاگ :: webloog
من و اسلام (فصل نو) قرآن، دعا، حدیث
  • آرشیو
  • سرتیترها
  • فید وب
  • نقشه وب
  • طراح قالب بلاگفا
  • قرآن - فساد زمین
  • قرآن - اخلاص موقت (٣) (حادثه دریایی)
  • قرآن - اخلاص موقت (٢)
  • هدف اصلی امتحانات الهی
  • حدیث (۴۲) - ذکر زبانی، ذکر عملی
  • فاطمه ممتحنه علیهاالسلام
  • حدیث (۴۱) - تدفین فاطمه علیهاالسلام
  • چشم خدا
  • آداب دعا (۱) (زمان و مکان)
  • حدیث (۴۰) - انواع صبر
  • آثار دعا، آداب دعا
  • حدیث (۳۹) - طلب باران
  • قرآن
  • حدیث
  • دعا و مناجات
  • شعر
  • کتاب
  • ادیان
  • اخلاق
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • آبان ۱۳۸۵
  • مهر ۱۳۸۵
  • شهریور ۱۳۸۵
  • مرداد ۱۳۸۵
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آبان ۱۳۸۴
  • مهر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • مرداد ۱۳۸۴
  • تیر ۱۳۸۴
  • خرداد ۱۳۸۴
  • اردیبهشت ۱۳۸۴
  • فروردین ۱۳۸۴
  • پایگاه جامع قرآن
  • تنزيل
  • نهج‌البلاغه  - مکارم
  • نهج‌البلاغه - انصاريان
  • نهج‌البلاغه
  • ترجمه صوتی نهج‌البلاغه  - محمد دشتی
  • مفاتیح نوین - مکارم
  • مفاتیح الجنان - انصاریان
  • جامع الاحادیث
  • صحیفه سجادیه - انصاریان
  • مناجات خمسه عشر - مکارم
  • شرح مناجات خمسه عشر - مصباح
  • پایگاه جامع تاریخ