معرفی کتاب 1
سلام
تغييرات:
- به اين جلسه، مطالبي، اضافه شده است. (سهشنبه 16 خرداد)
اين مقاله را در جواب دوست خوبمان وحيد مينويسم كه درباره "فقيه" و كتاب "توضيح المسائل" توضيح خواسته بودند و همچنين خواستند با چند كتاب اسلامي كه در زمينه مسيحيت نوشته شده، آشنا شوند.
• كتاب "توضيح المسائل"، از كتب مهم اسلامي است كه براي مردم نوشته شده است. نام ديگر آن "رساله عمليه" است؛ يعني كتابي كه مربوط به عمل مسلمان است؛ اعمال شخصي و اجتماعي او؛ وظيفه او در قبال خود، خالق و خلق. كتاب بزرگ و ارزشمندي است كه عمل به آن بر هر مؤمن و مسلماني واجب است. گمان نكنم مشابه اين كتاب را - با تمام اين تفصيلاتش - در اديان ديگر بتوان يافت. كافي است فهرست آن را مطالعه نماييد تا به گستردگي آن پي ببريد. مساله و موضوعي در زندگي انسان نيست كه حكمش در آن نباشد.
• دوست عزيز! اميدوارم با اين چند سطري كه نوشتم متوجه اهميت آن شده باشي. حالا برويم سراغ فقيه. فقيه كسي است كه اين كتاب را مينويسد. نه اينكه يك نويسنده است. نه، بلكه كسي است كه با سالها تحقيق در منابع اسلامي يعني قرآن - كتاب خدا - و سُنّت - دستور و فرمايش پيامبر و امامان اسلام - و با كمك عقل و عُرف - آداب و رسوم مردم - به جايي ميرسد كه ميتواند احكام الهي را تشخيص دهد؛ طوري كه هم خود عمل كند و هم ديگران از او تقليد و پيروي كنند. به اين شخص ميگويند فقيه و مجتهد. به فقيهي كه مردم براي كسب تكليف به او مراجعه ميكنند، "مرجع تقليد" گفته ميشود؛ يعني كسي كه مرجع مردم است.
چند نكته (درباره اين كتاب گرانقدر و مرجع تقليد):
1- با تمام گستردگي و تخصصي بودنش، در دسترس همه است. در خانه هر مسلماني، در كنار كتاب قرآن و مفاتيح، يافت ميشود. بر خلاف بعضي از اديان، كه كتابهايشان را از ديده مردم عادي مخفي ميكنند.
2- مدام به روز ميشود؛ به اصطلاح امروزي آپديپت ميشود. در هر عصر و زماني، مسائل جديدي پيش ميآيد كه مردم تا حالا با آن روبرو نشدهاند؛ مثل پيوند اعضا يا مسائل ژنتيك و شبيه سازي انسان. غالبا اين گونه مسائل را تحت عنوان "مسائل مُستحدثه" در آخر توضيح المسائل خواهيد ديد.
3- هر فقيه، رساله مخصوص به خود دارد و مقلدين او، فقط از همان رساله استفاده ميكنند. البته رسالههاي فُقهاء - به جز موارد جزئي - فرق چنداني با هم ندارند.
4- هر مسلماني كه به سن تكليف ميرسد - يعني زماني كه بايد به تكاليف شرعي خود عمل كند - اولين كاري كه ميكند انتخاب مرجع تقليد است؛ كسي كه تا زنده است احكام الهي را از او ميپرسد.
5- نميشود فقيهي كه مُرده است را به عنوان مرجع انتخاب كرد؛ چون پاسخها مدام بايد به روز باشد، و يك عالِم زنده ميتواند پاسخگوي مسائل جديد باشد.
• و اما چرا سفارش نميكنم الان اين كتاب را مطالعه كنيد. به دليلي كه بالا گفتم؛ چون اين كتاب براي عمل شخص مؤمن و مسلمان است. كتاب اعتقادي، اخلاقي يا داستان نيست. دستورات اين كتاب براي كسي قابل درك است كه اعتقادش را نسبت به خدا و اسلام محكم كرده باشد.
در جايي از اين كتاب آمده كه سجده بر روي مُهري كه از خاك كربلاست، ثواب دارد. اين حكم مستحبي شايد براي غير مسلمان مفهومي نداشته باشد. خاك خاك است؛ چه تهران چه كربلا؛ من كه ميخواهم خدا را عبادت كنم چه فرقي ميكند!؟
يا حتي بالاتر از اين، چه لزومي دارد من بر روي مُهر سجده كنم!؟ مگر قرار است مهر را بپرستم!؟ خدا كه آن بالاست، منم اين پايين، سرم را بالا ميگيرم و دعا ميكنم. يا مثلا چرا بايد رو به قبله نماز بخوانم!؟ مگر نه اينكه خدا همه جا هست؛ پس چرا فقط رو به يك نقطه ميشود نماز خواند و كارهاي ديگر را انجام داد.
دوست خوبم! مقدمه عمل صحيح، ايمان و اعتقاد است. «إن الانسان لفي خُسر. إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات - همه انسانها در خسارتند؛ مگر كساني كه ايمان آورده و عمل صالح و خوب انجام دادند». البته اگر اين كتاب را در كنار كتابهاي اعتقادي، اخلاقي و تاريخي اسلامي مطالعه كنيد خوب است، با اين شرط كه در برخورد با مسائلي كه برايتان قابل هضم نيست، نگوييد عجب مسائل گنگ و بيدليلي؛ چه دين بيمنطقي. صبور باشيد و از اهلش بپرسد.
خوشبختانه روحيهاي كه از شما سراغ دارم غير از اين نيست؛ وگرنه تا همينجا هم نميآمديد. چه مسلمان زادههايي كه با درك نكردن دينشان آن را انكار كردند.
پرسيدم مگر اسلام را شناختي!؟
گفت: بله، كلي تحقيق كردم.
چطوري؟
فلان كتاب را خواندم، با روحاني مسجد هم صحبت كردم.
به اين ميگفت كلي تحقيق. البته تا حدي حق داشت. براي هر جواني زماني ميرسد كه بايد به سوالات فراواني پاسخ دهد. آفريدگارم كيست؟ پروردگارم كجاست؟ چرا متولد شدم؟ چرا اين كار را كنم؟ چرا آن را نخورم؟
اگر در همين زمان بحران، كسي سر راهش قرار گرفت و توانست روح تشنهاش را سيراب كند كه خوشا به حالش و الا يا نسبت به مسائل اعتقادي سرد ميشود و ديگر علاقهاي به آنها نشان نميدهد، و يا سر از جاهايي در ميآورد كه ... .
دوست عزيز! موضوع "تقليد و مرجع تقليد"، بيشتر از آن كه نوشتم مطلب براي گفتن دارد؛ مانند انتخاب مرجع تقليد و شرايط مرجعيت كه بحث شيرين و مفيدي است. آنچه گفتم براي كسي است كه تازه ميخواهد با اسلام آشنا شود. براي همين يكي از دوستان مسلمان از من پرسيد مگر نميشود از فقيهي كه فوت شده تقليد كرد؟ كه جواب ايشان را مفصلا دادم. خلاصه آن گفتگو اين است:
1- قانون اوليه، كه مورد قبول همه است، تقليد از عالم زنده در احكام فقهي است.
2- براي كسي كه تازه ميخواهد شروع به تقليد كند، لازم است مجتهد زندهاي را انتخاب كند.
3- اگر مرجعي كه از آن تقليد ميكردم، فوت شد، بايد سراغ مرجع ديگري كه زنده است بروم.
4- اگر مرجع جديدي كه انتخاب كردهام اجازه دهد، ميتوانم به مرجع سابق خود كه فوت شده رجوع كنم و از همو تقليد نمايم. به اين حالت اصطلاحا "بقا بر ميّت" ميگويند.
داخل پرانتز: بعضي از علما، بقا بر ميت را جايز ميدانند و بعضي نه.
همانطور كه ميبينيد تقليد از مرده، مطلقا ممنوع نبوده و با شرايطي جايز است.
پرسش:
چرا بايد از مجتهد زنده تقليد نمود؟
پاسخ:
1- كتاب توضيح المسائل براي عمل شخص مؤمن و مسلمان است. كتاب اعتقادي، اخلاقي يا تاريخي نيست. كتاب تاريخ را بعد از سالهاي سال هم ميشود خواند و استفاده نمود؛ اما رساله اين گونه نيست.
2- پاسخها مدام بايد به روز باشد، و يك عالِم زنده ميتواند پاسخگوي مسائل جديد باشد.
دوست خوبم! تقليد نكردن از عالم مرده، نه به خاطر بياحترام شدن وي يا بيارزش شدن نوشتههاي او است. اتفاقا ميشود همه كتابهاي او را خواند. آنچه كه نميشود فقط اين است كه در امور فقهي از او تقليد نمود. اين بر ميگردد به مرجعيت. مرجع - همانطور كه از اسمش پيداست - كسي است كه محل رجوع مردم است. به عنوان مثال آيا ميشود از فقيهي كه 50 سال پيش از دنيا رفته، درباره پيوند اعضاي بدن يا شبيه سازي حيوان و انسان پرسيد؟ يا درباره برنامههاي اينترنت و ماهواره يا حق تاليف و كپي رايت سيدي سوال كرد؟
پاورقي
در اسلام، قانون اصلي، ممنوعيت تقليد است؛ از هر كسي و در هر موضوعي كه ميخواهد باشد. تقليد مورد تاييد اسلام نبوده و نيست؛ مخصوصا در امور اعتقادي. شايد بدانيد كه علوم ديني به سه دسته اعتقادي، اخلاقي و فقهي تقسيم شده است. در اول همان رساله توضيح المسائل، گفته شده كه تقليد در عقايد، جايز نيست.
در امور فقهي هم همينطور بوده؛ يعني اگر خودم توانستم اين احكام را به دست بياورم، نبايد تقليد كنم. كسي كه مجتهد است حق ندارد تقليد كند. اما اگر نشد - كه معمولا براي مردم عادي ممكن نيست؛ هم به خاطر اينكه حيطه اين احكام بسيار گسترده است و هم آنكه تسلط بر آنها وقتگير است و تخصصي - استثناءً اجازه داده شده كه از شخصي كه عمر خود را وقف آموختن اين علوم كرده، پرسيد و از او تقليد نمود.
احكام فقهي مانند اينكه چگونه خداي خود را عبادت كنم؛ چگونه خريد و فروش كنم كه نه ضرر كنم و نه مال حرام وارد زندگيم نشود؛ چگونه با دختر و پسر مورد علاقه خود وصلت كنم؛ خوردن چه چيزهايي برايم مجاز است.
ادامه دارد ...
به اميد ديدار
خدانگهدار
