من و اسلام (فصل نو)

قرآن، دعا، حدیث

  • صفحه‌اصلی
  • قرآن
  • حدیث
  • دعا
  • اخلاق

معرفی کتاب 1

سلام

تغييرات:
- به اين جلسه، مطالبي، اضافه شده است. (سه‌شنبه 16 خرداد)

اين مقاله را در جواب دوست خوبمان وحيد مي‌نويسم كه درباره "فقيه" و كتاب "توضيح المسائل" توضيح خواسته بودند و همچنين خواستند با چند كتاب اسلامي كه در زمينه مسيحيت نوشته شده، آشنا شوند.

• كتاب "توضيح المسائل"، از كتب مهم اسلامي است كه براي مردم نوشته شده است. نام ديگر آن "رساله عمليه" است؛ يعني كتابي كه مربوط به عمل مسلمان است؛ اعمال شخصي و اجتماعي او؛ وظيفه او در قبال خود، خالق و خلق. كتاب بزرگ و ارزشمندي است كه عمل به آن بر هر مؤمن و مسلماني واجب است. گمان نكنم مشابه اين كتاب را - با تمام اين تفصيلاتش - در اديان ديگر بتوان يافت. كافي است فهرست آن را مطالعه نماييد تا به گستردگي آن پي ببريد. مساله و موضوعي در زندگي انسان نيست كه حكمش در آن نباشد.

• دوست عزيز!‌ اميدوارم با اين چند سطري كه نوشتم متوجه اهميت آن شده باشي. حالا برويم سراغ فقيه. فقيه كسي است كه اين كتاب را مي‌نويسد. نه اينكه يك نويسنده است. نه، بلكه كسي است كه با سالها تحقيق در منابع اسلامي يعني قرآن - كتاب خدا - و سُنّت - دستور و فرمايش پيامبر و امامان اسلام - و با كمك عقل و عُرف - آداب و رسوم مردم - به جايي مي‌رسد كه مي‌تواند احكام الهي را تشخيص دهد؛ طوري كه هم خود عمل كند و هم ديگران از او تقليد و پيروي كنند. به اين شخص مي‌گويند فقيه و مجتهد. به فقيهي كه مردم براي كسب تكليف به او مراجعه مي‌كنند، "مرجع تقليد" گفته مي‌شود؛ يعني كسي كه مرجع مردم است.

چند نكته (درباره اين كتاب گرانقدر و مرجع تقليد):

1- با تمام گستردگي و تخصصي بودنش، در دسترس همه است. در خانه هر مسلماني، در كنار كتاب قرآن و مفاتيح، يافت مي‌شود. بر خلاف بعضي از اديان، كه كتابهايشان را از ديده مردم عادي مخفي مي‌كنند.

2- مدام به روز مي‌شود؛ به اصطلاح امروزي آپديپت مي‌شود. در هر عصر و زماني، مسائل جديدي پيش مي‌آيد كه مردم تا حالا با آن روبرو نشده‌اند؛ مثل پيوند اعضا يا مسائل ژنتيك و شبيه سازي انسان. غالبا اين گونه مسائل را تحت عنوان "مسائل مُستحدثه" در آخر توضيح المسائل خواهيد ديد.

3- هر فقيه، رساله مخصوص به خود دارد و مقلدين او، فقط از همان رساله استفاده مي‌كنند. البته رساله‌هاي فُقهاء - به جز موارد جزئي - فرق چنداني با هم ندارند.

4- هر مسلماني كه به سن تكليف مي‌رسد - يعني زماني كه بايد به تكاليف شرعي خود عمل كند - اولين كاري كه مي‌كند انتخاب مرجع تقليد است؛ كسي كه تا زنده است احكام الهي را از او مي‌پرسد.

5- نمي‌شود فقيهي كه مُرده است را به عنوان مرجع انتخاب كرد؛ چون پاسخها مدام بايد به روز باشد، و يك عالِم زنده مي‌تواند پاسخگوي مسائل جديد باشد.

• و اما چرا سفارش نمي‌كنم الان اين كتاب را مطالعه كنيد. به دليلي كه بالا گفتم؛ چون اين كتاب براي عمل شخص مؤمن و مسلمان است. كتاب اعتقادي، اخلاقي يا داستان نيست. دستورات اين كتاب براي كسي قابل درك است كه اعتقادش را نسبت به خدا و اسلام محكم كرده باشد.

در جايي از اين كتاب آمده كه سجده بر روي مُهري كه از خاك كربلاست، ثواب دارد. اين حكم مستحبي شايد براي غير مسلمان مفهومي نداشته باشد. خاك خاك است؛ چه تهران چه كربلا؛ من كه مي‌خواهم خدا را عبادت كنم چه فرقي مي‌كند!؟
يا حتي بالاتر از اين، چه لزومي دارد من بر روي مُهر سجده كنم!؟ مگر قرار است مهر را بپرستم!؟ خدا كه آن بالاست، منم اين پايين، سرم را بالا مي‌گيرم و دعا مي‌كنم. يا مثلا چرا بايد رو به قبله نماز بخوانم!؟ مگر نه اينكه خدا همه جا هست؛ پس چرا فقط رو به يك نقطه مي‌شود نماز خواند و كارهاي ديگر را انجام داد.

دوست خوبم! مقدمه عمل صحيح، ايمان و اعتقاد است. «إن الانسان لفي خُسر. إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات - همه انسانها در خسارتند؛ مگر كساني كه ايمان آورده و عمل صالح و خوب انجام دادند». البته اگر اين كتاب را در كنار كتابهاي اعتقادي، اخلاقي و تاريخي اسلامي مطالعه كنيد خوب است، با اين شرط كه در برخورد با مسائلي كه برايتان قابل هضم نيست، نگوييد عجب مسائل گنگ و بي‌دليلي؛ چه دين بي‌منطقي. صبور باشيد و از اهلش بپرسد.

خوشبختانه روحيه‌اي كه از شما سراغ دارم غير از اين نيست؛ وگرنه تا همينجا هم نمي‌آمديد. چه مسلمان زاده‌هايي كه با درك نكردن دينشان آن را انكار كردند.
پرسيدم مگر اسلام را شناختي!؟
گفت: بله، كلي تحقيق كردم.
چطوري؟
فلان كتاب را خواندم، با روحاني مسجد هم صحبت كردم.
به اين مي‌گفت كلي تحقيق. البته تا حدي حق داشت. براي هر جواني زماني مي‌رسد كه بايد به سوالات فراواني پاسخ دهد. آفريدگارم كيست؟ پروردگارم كجاست؟ چرا متولد شدم؟ چرا اين كار را كنم؟ چرا آن را نخورم؟
اگر در همين زمان بحران، كسي سر راهش قرار گرفت و توانست روح تشنه‌اش را سيراب كند كه خوشا به حالش و الا يا نسبت به مسائل اعتقادي سرد مي‌شود و ديگر علاقه‌اي به آنها نشان نمي‌دهد، و يا سر از جاهايي در مي‌آورد كه ... .

دوست عزيز! موضوع "تقليد و مرجع تقليد"، بيشتر از آن كه نوشتم مطلب براي گفتن دارد؛ مانند انتخاب مرجع تقليد و شرايط مرجعيت كه بحث شيرين و مفيدي است. آنچه گفتم براي كسي است كه تازه مي‌خواهد با اسلام آشنا شود. براي همين يكي از دوستان مسلمان از من پرسيد مگر نمي‌شود از فقيهي كه فوت شده تقليد كرد؟ كه جواب ايشان را مفصلا دادم. خلاصه آن گفتگو اين است:
1- قانون اوليه، كه مورد قبول همه است، تقليد از عالم زنده در احكام فقهي است.
2- براي كسي كه تازه مي‌خواهد شروع به تقليد كند، لازم است مجتهد زنده‌اي را انتخاب كند.
3- اگر مرجعي كه از آن تقليد مي‌كردم، فوت شد، بايد سراغ مرجع ديگري كه زنده است بروم.
4- اگر مرجع جديدي كه انتخاب كرده‌ام اجازه دهد، مي‌توانم به مرجع سابق خود كه فوت شده رجوع كنم و از همو تقليد نمايم. به اين حالت اصطلاحا "بقا بر ميّت" مي‌گويند.
داخل پرانتز: بعضي از علما، بقا بر ميت را جايز مي‌دانند و بعضي نه.
همانطور كه مي‌بينيد تقليد از مرده، مطلقا ممنوع نبوده و با شرايطي جايز است.

پرسش:
چرا بايد از مجتهد زنده تقليد نمود؟
پاسخ:
1- كتاب توضيح المسائل براي عمل شخص مؤمن و مسلمان است. كتاب اعتقادي، اخلاقي يا تاريخي نيست. كتاب تاريخ را بعد از سالهاي سال هم مي‌شود خواند و استفاده نمود؛ اما رساله اين گونه نيست.
2- پاسخها مدام بايد به روز باشد، و يك عالِم زنده مي‌تواند پاسخگوي مسائل جديد باشد.

دوست خوبم! تقليد نكردن از عالم مرده، نه به خاطر بي‌احترام شدن وي يا بي‌ارزش شدن نوشته‌هاي او است. اتفاقا مي‌شود همه كتابهاي او را خواند. آنچه كه نمي‌شود فقط اين است كه در امور فقهي از او تقليد نمود. اين بر مي‌گردد به مرجعيت. مرجع - همانطور كه از اسمش پيداست - كسي است كه محل رجوع مردم است. به عنوان مثال آيا مي‌شود از فقيهي كه 50 سال پيش از دنيا رفته، درباره پيوند اعضاي بدن يا شبيه سازي حيوان و انسان پرسيد؟ يا درباره برنامه‌هاي اينترنت و ماهواره يا حق تاليف و كپي رايت سي‌دي سوال كرد؟

پاورقي
در اسلام، قانون اصلي، ممنوعيت تقليد است؛ از هر كسي و در هر موضوعي كه مي‌خواهد باشد. تقليد مورد تاييد اسلام نبوده و نيست؛ مخصوصا در امور اعتقادي. شايد بدانيد كه علوم ديني به سه دسته اعتقادي، اخلاقي و فقهي تقسيم شده است. در اول همان رساله توضيح المسائل، گفته شده كه تقليد در عقايد، جايز نيست.
در امور فقهي هم همينطور بوده؛ يعني اگر خودم توانستم اين احكام را به دست بياورم، نبايد تقليد كنم. كسي كه مجتهد است حق ندارد تقليد كند. اما اگر نشد - كه معمولا براي مردم عادي ممكن نيست؛ هم به خاطر اينكه حيطه اين احكام بسيار گسترده است و هم آنكه تسلط بر آنها وقت‌گير است و تخصصي - استثناءً اجازه داده شده كه از شخصي كه عمر خود را وقف آموختن اين علوم كرده، پرسيد و از او تقليد نمود.
احكام فقهي مانند اينكه چگونه خداي خود را عبادت كنم؛ چگونه خريد و فروش كنم كه نه ضرر كنم و نه مال حرام وارد زندگيم نشود؛ چگونه با دختر و پسر مورد علاقه خود وصلت كنم؛ خوردن چه چيزهايي برايم مجاز است.

ادامه دارد ...

به اميد ديدار
خدانگهدار

راهنما
راهنما چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۵ ، ساعت ۵:۴۱ ق.ظ

غيب 3 - مــرگ

سلام

حد فاصل بين ما و آخرت، مرگ است. چيزي كه كمتر انساني است از آن هراس نداشته باشد. البته صحبت الان من درباره ترس از مرگ نيست. چه خوب است كه درباره آن هم صحبت شود.

يك پرسش مهم. مرگ چيست؟ مردن يعني چه؟ تعريف شما از مرگ چيست؟ باور كنيد اين سوالِ بسيار مهم و سرنوشت سازي است. پاسخي كه به آن مي‌دهيد سير اعتقادي شما را مشخص كرده و سلوكتان را در زندگي تعيين مي‌نمايد. چه فرقه‌ها و مسلكهايي منحرفي كه از همين نقطه، آغاز به كار كرده‌اند. چه مردان و بزرگاني كه وقتي به اينجا رسيدند پايشان لغزيد و قلمشان منحرف شد. (1)

مسأله مرگ و مردن، از دو جهت اهميت داشته و نقطه عطف همه انسانهاست.
1- قبل از آنكه زمانش برسد.
2- بعد از آنكه زمانش رسيد.

اهميت جهت اول همان بود كه گفتم؛ يعني نگاه ما به مرگ، تاثير در زندگيمان دارد. تعريف من از مردن، زندگيم را جهت مي‌دهد.

براي اينكه كمكي كرده باشم تا بتوانيد معناي مناسبي براي مرگ انتخاب كنيد، چند تعريف از آن مي‌نويسم.

- مرگ يعني از دست رفتن، از بين رفتن، فنا شدن. مردن يعني نيست شدن، نابود شدن، هيچ شدن.
- مرگ يعني از دست دادن، از دست دادن جان؛ تحليل رفتن و از دست دادن آنچه كه دارم.
- مرگ يعني بيرون رفتن، رد شدن، عبور كردن. مانند باز كردن در و بيرون رفتن از اتاق و وارد شدن به محيط ديگر.
- مرگ يعني رها شدن، آزاد شدن. رها شدن از قالب دنيوي، آزاد شدن از زندان.
- مگر يعني كنار رفتن پرده، باز شدن چشم. مردن يعني كنار رفتن حجابي كه بر چشم است.
- مرگ يعني تغيير كردن، تبديل شدن، عوض شدن. مانند تبديل شدن سيستم هاضمه جنين. نوزاد در رحم مادر غذا مي‌خورد، بعد از تولد هم غذا مي‌خورد؛ اما وسيله و روش تغذيه، عوض شده.
- مرگ يعني تكميل شدن، كامل شدن. طبق اين تعريف، مردن نه تنها به معناي نابود شدن و از دست دادن نيست، بلكه يعني چيزي كه هستم، هستم؛ كاملتر هم خواهم شد. مانند رشد كردن جنين در رحم. شما تا قبل از تولد، چشمي براي ديدن نداشتيد، يا داشتيد و قادر به باز كردن آن نبوديد؛ اما حالا دو چشم زيبا داريد كه مي‌توانيد با آنها ببينيد. جاي تعجب نيست اگر بعد از مردن، قدرتي پيدا كنيد كه چيزهاي ناپيدا را هم بتوانيد ببينيد. حواس ما نه تنها از بين نمي‌رود؛ بلكه قوي‌تر هم مي‌شود.

بعضي از اين تعاريف، به هم نزديك هستند؛ اما بعضي بسيار دور. بعضي روشن و اميدبخش و بعضي تيره و نااميدكننده. بعضي باعث حركت مي‌شود، و بعضي باعث هيچي و پوچگرايي. حالا متوجه اهميت اين پرسش شديد كه "مرگ يعني چه"؟ شما كدام تعريف را انتخاب مي‌كنيد؟

داخل پرانتز:
دقت داريد كه نخواستم تعريف كامل و مفصلي را بيان كنم. فقط عناوين را آوردم؛ به اصطلاح، فيش برداري كردم. باقي مطلب با خود شماست. فلان عالم چه گفته و فلان متكلم چه نظري دارد و فلان فيلسوف غربي در فلان كتابش چه گفته، جز آنكه ما را در هزارتوي نوشته‌ها سردرگـُم كند و از خواندن، دل زده و خسته نمايد، چه ثمري دارد؟ نياز مردم به سخن ساده و همه فهم، بيشتر است تا اصطلاحات پيچيده و تخصصي.

ماتريكس

چون خواننده‌هاي اين وبلاگ، اهل فن هستند، مثال به روزي را طرح مي‌كنم. درباره مرگ و مردن انسانها، زنده شدن مرده‌ها و زندگي پس از مرگ و عالم ارواح، داستانهاي فراوان در اقوام گوناگون و به زبانهاي مختلف، گفته شده، و نقاشيهاي زيادي كشيده شده كه خواندن و ديدن آنها شيرين و جذاب و گاهي ترسناك است. هرچند "خيلي از آنها تحت تاثير ترس و توهمات و تخيلات مردم، تبديل به خرافات و افسانه گشته".

زبان قدرتمند و غالب عصر ما، يعني فيلم و سينما نيز بيكار ننشسته و بعضي از آن افسانه‌ها را - براي سرگرمي و جذب مخاطب - به تصوير كشيده. در ميان فيلمهايي كه در زمينه مرگ و عالم ماورا ساخته شده، فيلمهايي به چشم مي‌خورند كه متاثر از تفكرات عميق و متكي بر انديشه‌هاي سنجيده هستند. حتي بعضي از كارگردانان، قسمت عمده‌اي از آثارشان را مرتبط با اين مفهوم، ساخته‌اند.

روح (جري زوكر)، ديگران (آلخاندرو آمنبار)، حس ششم (ام. نايت شيامالان)، مرگ جويان، چه روياهايي مي‌آيند، سنجاقك، لرزش پژواكها، رستاخير (دانيل پتري)، بعد از زندگي، تماس (رابرت زمه كيس)، مقصد نهايي، کنستانتين، از آن قبيل فيلمها هستند. اما اثري كه من مي‌خواهم به عنوان مثال به آن اشاره كنم، "ماتريكس" (2) (اندي واچوفسكي، لري واچوفسكي) است.

در اين فيلم به نحو چشمگيري زندگي لايه لايه و طبقه طبقه، به تصوير كشيده شده. دنيايي كه ما در آن زندگي مي‌كنيم داخل دنياي بزرگتري است؛ طوري كه با تمام واقعيتهايش، نسبت به عالَم بالاتر، مجازي محسوب مي‌شود. انسانها در دنيايي زندگي مي‌كنند كه ساخته و پرداخته ماتريكس است. در اين فيلم، نگراني عصر جديد به چشم مي‌خورد؛ يعني "تسلط مخلوق انسان، بر انسان". شايد روزي برسد كه رايانه‌ها آنقدر باهوش شوند كه بتوانند بر انسان مسلط شده و حتي نظير او را بسازند.

در آن دنياي مجازي، اشخاصي بودند كه متوجه اين موضوع شدند. دست به كار شده و براي پيدا كردن افراد مستعد و بيدار كردن آنها دور از چشم ماتريكس، عمليات مخفيانه‌اي را آغاز كردند. در قسمت اول "سه‌گانه ماتريكس" بخشي است كه تولد نوزاد را در شبكه‌اي بزرگ نمايش مي‌دهد. كارخانه انسان سازي. فصل بسيار تكان دهنده‌اي است.

در فيلم ماتريكس، بسيار سعي شده اين را به مخاطب بگويد كه حقيقت غير از آن است كه ما مي‌بينيم. جدا بودن بدن از ذهن و روح، موضوعي است كه از ابتدا با آن روبرو مي‌شويم. "نئو" نقش اول فيلم، زماني كه متوجه اين موضوع مي‌شود وحشت زده شده و تا چند روز بي‌هوش مي‌ماند.

اولين بار كه قرار است نئو وارد آن سوي ماتريكس و دنياي مجازي آن شود، "مورفيوس" رهبر گروه مبارز، به او قرصي را مي‌دهد و مي‌گويد با خوردن اين قرص، حقيقت را خواهي ديد.

مورفيوس در طي يك دوره آموزش به نئو مي‌فهماند هر چيزي كه تا حال ديده‌اي، برنامه بوده؛ نرم افزاري كه ماتريكس براي ما طراحي كرده. هرچه كه خورده‌اي، هر جا كه رفته‌اي، حتي پرندگاني كه در طبيعت هستند؛ همه و همه برنامه‌هايي هستند كه توسط ماتريكس، براي انجام كاري ساخته شده‌اند.

پاورقي:
- به دوستان خوبم، ديدن اين فيلمها را توصيه مي‌كنم. جداي از تفريح و سرگرمي، به اين جنبه كه گفته نيز توجه كنيد. البته و صد البته منظورم اين نيست كه با ديدن اين فيلمها، ايمان به غيب و مرگ و بهشت و جهنم پيدا كنيد. حتي همه مطالبي كه در آن گفته شده را قبول ندارم. اما خدمت بزرگي كه سينما به ما نموده، به تصوير كشيدن ناممكنها است؛ تجسم مفاهيمي كه دور از ذهن است.
- ماتريكس، حرف براي گفتن زياد دارد؛ مانند انتهاي عالم و آخر الزمان، منجي عالم، تسلط هوش مصنوعي بر بشر، واقعيت و مجاز، تناسخ ارواح، جهان ماوراء، و مرگ و زندگي، كه منظور من فقط همين آخري بود.
- در متن مقاله، به كتابي لينك دادم كه به زبان عربي است. "چگونه جهان منحرف شد" (كيف انحرف العالم). درباره انحرف فكري جهان غرب، آمريكا و عرب صحبت نموده. در فصلي از كتاب، به سه‌گانه ماتريكس پرداخته كه جالب است.

ادامه دارد ...

به اميد ديدار
خدانگهدار

راهنما
راهنما جمعه ۵ خرداد ۱۳۸۵ ، ساعت ۴:۰ ق.ظ

كساني كه سخن را مي‌شنوند و از بهترين آن پيروي مي‌كنند، كساني هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنها خردمندانند (زمر/۱۸)

ایتا
قالب طراحی شده توسط وبلاگ :: webloog
من و اسلام (فصل نو) قرآن، دعا، حدیث
  • آرشیو
  • سرتیترها
  • فید وب
  • نقشه وب
  • طراح قالب بلاگفا
  • قرآن - وجه الله
  • حدیث - نفحات (۱)
  • قرآن - آن
  • دعا - کمال انقطاع
  • قرآن - شرایط آخرالزمان
  • دعا - دعای جهانی
  • قرآن - هنر خواستن (دعای دیگران)
  • دعا - لقاء الله (۳)
  • قرآن - لقاء الله (۲)
  • علائم ظهور!؟
  • پس از ظهور
  • قرآن - لقاء الله (۱)
  • قرآن
  • حدیث
  • دعا و مناجات
  • شعر
  • کتاب
  • ادیان
  • اخلاق
  • نهج‌البلاغه
  • صحیفه سجادیه
  • گناه (37)
  • صحیفه (19)
  • مهدی (18)
  • شیطان (17)
  • توبه (16)
  • نهج‌البلاغه (15)
  • استغفار (15)
  • توحید (14)
  • دشمن (14)
  • اخلاص (13)
  • توکل (12)
  • بلا (12)
  • صبر (11)
  • عذاب (11)
  • شکر (10)
  • جمعه (10)
  • مناجات (10)
  • جنگ (10)
  • مرگ (10)
  • ظلم (10)
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • آبان ۱۳۸۵
  • مهر ۱۳۸۵
  • شهریور ۱۳۸۵
  • مرداد ۱۳۸۵
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آبان ۱۳۸۴
  • مهر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • مرداد ۱۳۸۴
  • تیر ۱۳۸۴
  • خرداد ۱۳۸۴
  • اردیبهشت ۱۳۸۴
  • فروردین ۱۳۸۴
  • زندگی
  • فقط خدا
  • نکات
  • محو
  • آرشیو پیوندهای روزانه
  • پایگاه جامع قرآن
  • تنزيل
  • نهج‌البلاغه  - مکارم
  • نهج‌البلاغه - انصاريان
  • نهج‌البلاغه
  • ترجمه صوتی نهج‌البلاغه  - محمد دشتی
  • مفاتیح نوین - مکارم
  • مفاتیح الجنان - انصاریان
  • جامع الاحادیث
  • صحیفه سجادیه - انصاریان
  • مناجات خمسه عشر - مکارم
  • شرح مناجات خمسه عشر - مصباح
  • پایگاه جامع تاریخ