دعا - لقاء الله (۳)
زیارت امین الله
اللَّهُمَّ فاجْعَلْ نَفْسِي ... مُشتاقةً اِلي فَرحةِ لِقائک.
خدایا! جانم را مشتاق به شادی لقای خود قرار ده.
مناجات شعبانیه
إِلٰهِي فَسُرَّنِي بِلِقائكَ، يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبادِكَ.
معبود من! مرا به دیدارت شادمان گردان، در روزی که میان بندگانت داوری میکنی.
ابوحمزه ثمالی
يا ذا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ، حَبِّبْ إِلَيَّ لِقاءَكَ وَ أَحْبِبْ لِقائي؛ وَ اجْعَلْ لِي فِي لِقائكَ الرّاحَةَ وَ الْفَرَجَ وَ الْكَرامَةَ.
ای صاحب جلال و اکرام! دیدار خود را در نظر من محبوب بگردان و دیدار مرا در نظر خود محبوب فرما؛ و برای من در دیدار خود، آسایش و گشایش و کرامت قرار ده.
مناجات مریدین
وَ لِقاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي، وَ وَصْلُكَ مُنيٰ نَفْسِي، وَ إِلَيْكَ شَوْقِي، وَ فِي مَحَبَّتِكَ وَلَهِي، وَ إِليٰ هَواكَ صَبابَتِي، وَ رِضاكَ بُغْيَتِي، وَ رُؤْيَتُكَ حاجَتِي.
دیدارت نور چشم من است، و وصلت آرزوی جان من؛ و به سوی تو شوق من، و در محبت تو والهی و شیفتگی من است، و در هوای توست دلدادگی من، و خشنودیت خواسته من، و دیدن تو نیاز من.
مناجات متوسلین
وَ أَقْرَرْتَ أَعْيُنَهُمْ بِالنَّظَرِ إِلَيْكَ يَوْمَ لِقائكَ.
و چشمانشان را با نگاه به خودت در روز دیدارت روشن گردانیدی.
مناجات مفتقرین
وَ غُلَّتِي لايُبَرِّدُها إِلّا وَصْلُكَ، وَ لَوْعَتِي لايُطْفِيها إِلّا لِقاؤُكَ، وَ شَوْقِي إِلَيْكَ لايَبُلُّهُ إِلّا النَّظَرُ إِليٰ وَجْهِكَ، وَ قَرارِي لايَقِرُّ دُونَ دُنُوِّي مِنْكَ.
و سوز درونم را جز وصل تو خنک نمیکند، و آتش و التهابم را جز دیدار تو فرو نمینشاند، و شوق مرا به تو، جز نگریستن به جمالت، تر (و سیراب) نمیکند، و قرار و آرامشم قرار نمیگیرد مگر به نزدیک شدن به تو.
مناجات زاهدین
وَ أَقْرِرْ أَعْيُنَنا يَوْمَ لِقائكَ بِرُؤْيَتِكَ، وَ أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيا مِنْ قُلُوبِنا.
و چشمان ما را در روز دیدارت به رؤیت خود روشن گردان، و محبت دنیا را از دلهای ما بیرون کن.
مناجات عرفه
مَتيٰ غِبْتَ حَتّيٰ تَحْتاجَ إِليٰ دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ؟ وَ مَتيٰ بَعُدْتَ حَتّيٰ تَكُونَ الْآثارُ هِيَ الَّتِي تُوصِلُ إِلَيْكَ؟ عَمِيَتْ عَيْنٌ لاتَراكَ عَلَيْها رَقِيباً.
کی پنهان بودهای تا نیاز به راهنمایی داشته باشی که به سویت راهنمایی کند؟ و کی دور بودهای تا آثار (و نشانهها) باشند که (مرا) به تو برسانند؟ کور باد چشمی که تو را بر آن مراقب (و ناظر) نبیند.
... وَ أَنْتَ الَّذِي تَعَرَّفْتَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْءٍ، فَرَأَيْتُكَ ظاهِراً فِي كُلِّ شَيْءٍ؛ وَ أَنْتَ الظّاهِرُ لِكُلِّ شَيْءٍ.
و تویی که در هر چیزی خود را به من شناساندی، پس تو را در هر چیزی آشکارا دیدم؛ و تویی که برای هر سچیزی آشکاری.
... كَيْفَ تَخْفيٰ وَ أَنْتَ الظّاهِرُ؟ أَمْ كَيْفَ تَغِيبُ وَ أَنْتَ الرَّقِيبُ الْحاضِرُ؟
چگونه پنهانی در حالی که تو آشکاری؟ یا چگونه غایبی در حالی که تو مراقب حاضر (و ناظر) هستی؟
نکته:
لحن امام حسین علیهالسلام در مناجات عرفه با بقيه فرق ميکنه. در اينجا نميگه: بردار ز رخ پرده، که مشتاق لقائم. بلکه ميگه:
غیبت نکردهای، که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای، که هویدا کنم تو را
انگار که سیدالشهدا با سرعت نور گذشته از اون حرفها.
