قرآن 1 - آشنایی با قرآن
به نام خداي مهربان
زمان مناسبي است كه درباره كتاب آسماني مسلمانان، قرآن، صبحت شده و با آن بيشتر آشنا شويم. هرچه شناخت ما از كتاب وحياني خودمان، بيشتر گردد، رموزش براي ما كشف، و معاني و مفاهيم جديدي در پيش روي ما، آشكار خواهد شد.
بحث ما، تفسير قرآن نيست. تفسير قرآن، احتياج به مقدمات و آمادگي خاصي دارد كه در وبلاگ قرآن به آن پرداخته شده، و در اين مختصر نميگنجد. بهتر است اسم اين جلسه را "شَميم وحي" بگذرايم.
حواريون حضرت عيسي، كه سلام خدا بر او باد، از او خواستند كه مائده (سُفره) آسماني برايشان نازل كند تا از نعمتهاي آن، بهرمند شوند.
سوره مائده:
در آن هنگام كه حواريون گفتند: «اي عيسي بن مريم! آيا پروردگارت ميتواند مائدهاي از آسمان بر ما نازل كند؟» او (در پاسخ) گفت: «از خدا بپرهيزيد اگر با ايمان هستيد!» (112)
گفتند: « (ما نظر بدي نداريم،) ميخواهيم از آن بخوريم، و دلهاي ما (به رسالت تو) مطمئن گردد؛ و بدانيم به ما راست گفتهاي؛ و بر آن، گواه باشيم.» (113)
عيسي بن مريم عرض كرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائدهاي بر ما بفرست! تا براي اول و آخر ما، عيدي باشد، و نشانهاي از تو؛ و به ما روزي ده! تو بهترين روزي دهندگاني!» (114)
ما از خدا ميخواهيم كه در اين ماه، بر ما سفره حكمت و معرفت و اخلاق را بر ما نازل كرده، و همه را به راه مستقيم هدايت كند و در آن راه، باقي نگه دارد.
ماه رمضان آمد، اي يار قمر سيما بربند سر سفره، بگشاي ره بالا را
فعلا دو موضوع را براي بحث قرآني، پيشنهاد ميكنم: 1. قرآن از زبان قرآن 2. تحدي قرآن
1- قرآن از زبان قرآن
در اين بخش سعي ميكنيم كه قرآن را با آيات قرآني بشناسيم. براي شروع از دو آيه اول سوره بقره آغاز ميكنم.
سوره بقره
• آيه:
الم (1)
• ترجمه:
الف لام ميم
• نكتهها:
- در تلفظ، اين كلمه را سر هم نميخوانند؛ بلكه نام هر حرف را ميگويند؛ يعني ميخوانيم الف لام ميم.
- نام اين نوع از كلمات، "حروف مُقطّعه" است؛ يعني حروفِ از هم جدا.
- حروف مقطعه فقط در اول سورهها قرار گرفته است.
- 29 سوره است كه با اين حروف آغاز شدهاند.
• توضيح:
درباره حروف مقطّعه، اقوال مختلفي گفته شده است، از جمله:
1- قرآن، معجزه الهي از همين حروف الفبا تأليف يافته كه در اختيار همه است، اگر ميتوانيد شما نيز از اين حروف، كلام معجزهآميز بياوريد.
2- اين حروف، نام همان سورهاي است كه در ابتدايش آمده است.
3- اين حروف، اشاره به اسم اعظم الهي دارد.
4- اين حروف، نوعي سوگند و قسم الهي است.
5 - اين حروف، از اسرار بين خداوند و پيامبر است. و مطابق بعضي روايات، رموزي است كه كسي جز خداوند نميداند.
امّا شايد بهترين نظر همان وجه اوّل باشد. زيرا در ميان صد و چهارده سوره قرآن، كه 29 سوره آن با حروف مقطّعه شروع ميشود، در بيست و چهار مورد بعد از اين حروف، سخن از قرآن و معجزه بودن آن است. چنانكه در اين سوره به دنبال «الم»، «ذلك الكتاب» آمده و به عظمت قرآن اشاره شده است.
در آغاز سوره شوري نيز حروف مقطّعه «حم عسق» آمده است كه بعد از آن ميفرمايد: «كذلك يُوحي اليك والي الّذين مِن قبلك اللّه العزيزُ الحكيم» خداوندِ عزيز و حكيم، اين چنين بر تو و پيامبران پيش از تو وحي ميكند. يعني وحي خداوند نيز با استفاده از همين حروف است حروفي كه در دسترس همه افراد بشري است. البتّه خداوند با اين حروف، كتابي نازل كرده كه معجزه است. آيا انسان نيز ميتواند چنين كتابي فراهم كند؟!
آري، خداوند از حروف الفبا، كتاب معجزه نازل ميكند؛ همچنان كه از دل خاك، صدها نوع ميوه و گل و گياه ميآفريند و انسان ميسازد؛ ولي نهايتِ هنر مردم اين است كه از خاك و گل، خشت و آجر بسازند!
• آنان كه قرآن را شعر ميدانند، خوب است كه بگويند اين حروف، در كجاي قالب شعر - حتي اگر شعر نو باشد - قرار ميگيرد.
• آيه:
ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًي لِّلْمُتَّقِينَ (2)
• ترجمه:
آن كتاب (با عظمت كه) در (حقّانيت) آن هيچ ترديدي راه ندارد، راهنماي پرهيزگاران است.
• نكتهها:
- «لاريب فيه» يعني در اينكه قرآن از سوي خداست، شكّي نيست؛ زيرا مطالب آن به گونهاي است كه جايي براي اين شكّ و ترديد باقي نميگذارد و اگر شكّي در كار باشد، به خاطر سوءظن و روحيّه لجاجت افراد است. چنانكه قرآن ميفرمايد: «فهم في رَيبهم يَتردّدون» (توبه/45) آنان در شكّي كه خود ايجاد ميكنند، سردرگم هستند.
- هدف قرآن، هدايت مردم است و اگر به مسائلي از قبيل خلقتِ آسمانها و زمين و گياهان و حيوانات و ... اشاره كرده به خاطر آن است كه توجّه مردم به آنها، موجب توجّه به علم و قدرت و حكمت خداوند گردد. (در قرآن به موضوعات طبيعي، كيهاني، تاريخي، فلسفي، سياسي و صنعتي اشاراتي شده، ولي هدف اصلي هدايت است).
- قرآن وسيله هدايت همه مردم است (هدي للنّاس بقره/185)؛ همانند خورشيد بر همه ميتابد، ولي تنها كساني از آن بهره ميجويند كه فطرتِ پاك داشته و در برابر حقّ خاضع باشند (هدي للمتّقين)؛ همچنان كه نور خورشيد، تنها از شيشه تميز عبور ميكند، نه از خشت و گِل. لذا چند گروه، از هدايت قرآن بهرهمند نميشوند:
فاسقان ( لايهدي القوم الفاسقين. توبه، 80 )
ظالمان ( لايهدي القوم الظالمين. مائده، 51 )
كافران ( لايهدي القوم الكافرين. مائده، 67 )
دلمردگان، مسرفان ( لايهدي من هو مسرف كذاب. غافر، 28 )
تكذيب كنندگان ( لايهدي من هو كاذب كفار. زمر، 3 )
پاورقي:
- احتمال اينكه اين موضوع براي بعضي حل نشده باشد - و آنرا جزو تناقضگويي قرآن بدانند - وجود دارد؛ به همين خاطر سعي ميكنم با مثالي، موضوع را سادهتر بيان كنم. انسانها، نسبت به كشيدن سيگار، به چهار دسته تقسيم ميشوند.
1. نشنيده و نميدانند ضرر دارد.
2. شنيده ولي قبول نميكنند ضرر دارد.
3- قبول دارند ضرر دارد ولي ميكشند.
4- قبول دارند و نميكشند.
اينكه گفته ميشود هدي للنّاس، يعني ما براي همه گفتيم؛ اما اينكه گفته ميشود هدي للمتقين، يعني فقط كساني هدايت ميشوند كه قبول دارند و اطاعت ميكنند. بعضي نه قرآن خواندهاند و نه حتي اسم آنرا شنيدهاند؛ اما بعضي هستند كه خواندهاند و حتي به قول خودشان مطالعه و تحقيق هم كردهاند، اما قبول نكرده يا اطاعت نميكنند. چند گروهي كه در بالا نام برده شد - كه قرآن در آنها اثر ندارد - جزو همين دسته هستند. سوره بقره، آيه 6 و 7 را مطالعه فرماييد.
پرسش:
اين آيه درباره قرآن و مطالب آن ميفرمايد: «لاريب فيه» شكّي در آن نيست. در حالي كه خود قرآن شكّ و ترديد مخالفان را در اين باره بيان ميدارد: يك جا ميفرمايد: «انّنا لفي شكّ ممّا تَدعونا اليه مُريب» ( هود، 62) ما درباره آنچه ما را به آن ميخواني، در شكّ هستيم. و در مورد شكّ در وحي و نبوّت نيز ميخوانيم: «بل هم في شك من ذكري» (ص، 8) درباره قيامت نيز آمده: «لنعلم من يؤمن بالاخرة ممن هو منها في شك» (سبأ، 21) بنابراين چگونه ميفرمايد: «لاريب فيه» هيچ شكّي در قرآن و محتواي آن نيست؟
پاسخ:
مراد از جمله «لا ريب فيه» آن نيست كه كسي در آن شكّ نكرده و يا شكّ نميكند، بلكه منظور آن است كه حقّانيت قرآن به قدري محكم است كه جاي شكّ ندارد و اگر كسي شكّ كند به خاطر كور دلي خود اوست. چنانكه در آيه 66 سوره نمل ميفرمايد: «بل هم في شك بل هم منها عمون».
• پيامها:
1- قرآن در عظمت، مقامي بس والا دارد. «ذلك» (در ادبيات عرب، «ذلك» اسم اشاره به دور است. در اينجا به قرآن كه در پيش روي ماست، با «ذلك» اشاره ميكند كه حكايت از عظمتِ دست نايافتني قرآن ميكند).
2- قرآن در زمان حيات پيامبر جمعآوري و به صورت كتاب شده است. «الكتاب»
پاورقي:
يكي از موضوعاتي كه در علوم قرآن به آن پرداخته ميشود، اين است كه آيا قرآن در زمان حيات پيامبر، جمع آوري و مرتب شده است، يا بعد از ايشان و توسط اصحاب آن حضرت؟ در اين آيه، گفته شده "آن كتاب"؛ اين كلمه، تاييد بر آن است كه قرآن، به صورت كتاب، موجود بوده؛ نه اينكه به صورت آيات و سورههاي پراكنده.
3- راهنما، بايد در روش دعوت و محتواي برنامه خود، قاطع و استوار باشد. جمله «لاريب فيه» نشانگر استواري و استحكام قرآن است.
4- توانِ قرآن بر هدايت پرهيزكاران، خود بهترين دليل بر اتقان و حقّانيت آن است. «هدي للمتقين»
5 - قرآن، مايه هدايت خالص و بدون هيچگونه ضلالت و سردرگمي است. «لاريب فيه هدي...»
6- تنها افراد پاك و پرهيزكار، از هدايت قرآن بهرهمند ميشوند. «هدي للمتقين» هركس كه ظرف دلش پاكتر باشد، بهرهمندي و نورگيري او بيشتر است. ( هدايت داراي مراحل، و قابل كم و زياد شدن است. «و الذين اهتدوا زادهم هُدي» )
• براي جلسه آينده علاوه بر اينكه منتظر نظر، پيشنهاد و توضيح شما هستم، دو مشق شب هم برايتان دارم.
1- اين آيه جاي بحث دارد؛ چه از لحاظ ادبي و چه از لحاظ لغوي؛ اما تا همينجا كافي است. تنها به دو مورد اشاره ميكنم كه خوب است خودتان مطالعه كنيد و اگر به موضوع جالب و مفيدي رسيديد، براي ما هم بنويسيد. اول، كلمه ريب است كه معناي دقيقش چيست. دوم، متقين است كه چه كساني هستند. البته سه آيه بعدي، به معرفي متقين ميپردازد.
2- آيات ديگري كه به معرفي قرآن پرداختهاند را پيدا كرده و اطلاع دهيد.
به اميد ديدار
خدانگهدار
