غيب 4
سلام
مصاديق غيب
در آيه 3 سوره بقره، براي متقين، 6 خصوصيت گفته شده كه اولين آنها، ايمان به غيب است. « الذين يؤمنون بالغيب ». منظور از اين غيب، كدام نوع است؟ ايمان به اينكه پشت ديوار چيزي است؟ ايمان به اينكه داخل كهكشان خبرهايي است؟ يا ايمان به آنكه درون بدن انسان، پر از رمز و راز پنهان است؟ مسلما غيبي كه ايمان به آن امتياز بين مومن و كافر است، نوع اول و دوم نيست.
نكتهاي درباره غيب وجود دارد؛ اينكه "غيب" اسم عام است؛ يك مفهوم كلي است كه داراي مصاديق متعددي است. در بعضي از روايات آمده كه ايمان به غيب يعني ايمان به امام زمان كه غائب از نظرهاست. در آيه 4 سوره بقره، و به عنوان ششمين خصوصيت متقين، گفته شده به آخرت يقين دارند: « و بالآخِـرة هُم يُوقنون ». مسلمانان به وجود فرشتگان ايمان دارند و همچنين به وجود پيامبران؛ مانند حضرت موسي و عيسي؛ با آنكه آنان را نديدهاند؛ اما چون قرآن ميگويد، قبول ميكنند « وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ باللّهِ وَ مَلآئِكَتِهِ وَ كُتُبهِ وَ رُسُلِهِ ».
همه اينها بدون اِشكال، مصداق غيب هستند. پس وقتي گفته ميشود ايمان به غيب، يعني ايمان به گذشته (پيامبران)، ايمان به آينده (قيامت)، و ايمان به چيزهايي كه الان هستند و از ما پنهانند (فرشتگان).
يك سوال. به نظر شما مهمترين مصداق غيب چيست؟ ايمان به پيامبران؟ به آخرت و قيامت؟ يا به ظهور امام زمان عليهالسلام؟ به نظر من اولين و مهمترين آنها، ايمان به خداست. خدايي كه از چشم ما پنهان است. خدايي كه حواس انسان، قادر به درك او نيست. نه اينكه چون او نيست؛ و نه اينكه چون او ناقص است؛ بلكه چون او فوق ماده است؛ و چون حواس ما ضعيف و ناتوان است. او خالق ماده است. خدا كسي است كه ايمان به وجود و حضور او، مهمترين امتياز مؤمن بر كافر است.
محدوديت حواس انسان
• در مقاله اول از بحث غيب، با غيب فوق تخصصي آشنا شديم و خوانديم كه براي انسان، غير قابل دسترس است؛ حتي با ابزار و آلات پيشرفته. اما هرچند اين نوع غيب، فوق حواس پنجگانه انسان بوده، و از نظر ما پنهان است، اما آنگونه هم نيست كه راهي براي فهميدن وجود آن نباشد. براي درك و فهم آن، راههاي مختلفي است. مثلا هستند كساني كه واقف بر اسرارند؛ مانند پيامبران الهي كه ما را از غيبهاي متعددي آگاه نمودهاند.
راه ديگر، فكر كردن و مشاهده رد پا و آثار است؛ مانند آثار باستاني. نظم حيرت انگيز جهان به انسان چه ميگويد؟ گستردگي گيتي، و در عين حال، ارتباط شديد، دقيق و حساب شده بين تمامي اجزا آن، چه راز نهفتهاي در خود دارد؟ از گياه و حيوان و انسان گرفته تـــــــا كوه و دشت و دريا، زمين و سيارهها و ستارهها.
اگر شما باور ميكنيد كه يك اتومبيل كه با سرعت، در حال حركت در جاده است، خود به خود به وجود آمده، و خود به خود به حركت افتاده، و خود به خود در جادهاي مشخص با سرعتي مناسب حركت ميكند، بدون اينكه با اشيا اطراف برخورد كند و يا منحرف شود، من هم باور ميكنم كه همه جهان، خود به خود به وجود آمده، به حركت افتاده، و با نظم و به سرعت در حال حركت است.
ادامه دارد ...
به اميد ديدار
خدانگهدار
